دسته‌بندی نشده

رنگ ها به فرانسوی

Pas tout à fait (دقیقاً دقیقاً).

رنگ ها فقط یک روش عملی برای توصیف چیزها نیستند. آنها همچنین می توانند سایه و تفاوت را در دانش شما از یک فرهنگ ایجاد کنند و تعدادی از عبارات رایج را روشن کنند.

بیایید نگاهی دقیق به رنگهای فرانسوی بیندازیم

فهرست
1 قانون رنگ فرانسوی
2 رایج ترین رنگ ها در فرانسه
3 چگونه در مورد رنگها به زبان فرانسه صحبت کنیم
4 عبارت فرانسوی با رنگ
5 اهمیت رنگها در فرانسه
6 مردم فرانسه چه رنگ هایی را دوست دارند؟
قوانین رنگ فرانسه
هر پست وبلاگ درباره رنگها ، البته باید لیستی از رایج ترین ها را به شما ارائه دهد. اما قبل از انجام این کار ، می خواهم در مورد چگونگی استفاده از رنگ ها در زبان فرانسوی صحبت کنم.

به عنوان یک قاعده کلی ، تمام رنگ ها در زبان فرانسه اسم های مذکر هستند: le bleu ، le rouge ، le rose و … مثال: «Quelle est ta couleur préférée؟ »« لو رز. » (“رنگ مورد علاقه شما چیست؟” “صورتی”)

با این حال ، همانطور که ممکن است در آن مثال مشاهده کرده باشید ، کلمه “رنگ” در فرانسه مونث است – la couleur. آه

بنابراین ، می توانید بگویید ، J’aime la couleur de ses yeux. (من رنگ چشم های او را دوست دارم.) یا J’aime le bleu de ses yeux. (من عاشق آبی چشمهای او هستم)

گرچه در بیشتر اوقات ، رنگ ها به عنوان صفت استفاده می شوند. در این حالت ، آنها از قانون دستور زبان فرانسه پیروی می کنند که با اسم (های) تغییر یافته موافق است. این بدان معناست که دانستن اینکه blanc به معنای “سفید” است کافی نیست. اگر یک اسم زنانه باشد ، blanc تبدیل به blanche می شود.

و همانطور که احتمالاً حدس زده اید ، اینجا متوقف نمی شود. اگر یک اسم جمع باشد ، blanc تبدیل به blanc یا blanches می شود.

خبر خوب این است که ، برخلاف blanc ، برای موافقت بیشتر رنگ های فرانسوی با یک اسم زنانه ، فقط باید “e” را به انتها اضافه کنید. به عنوان مثال ، bleu به bleue تبدیل می شود.

و رنگهایی که از قبل به “e” ختم می شوند ، چه یک اسم مذکر باشد چه ماده ای (البته اگر شما به معنای جمع استفاده می شوید ، هنوز باید “s” را به آنها اضافه کنید).

دو استثنا در این قوانین وجود دارد: نارنجی (نارنجی) و مارون (قهوه ای) هرگز تغییر نمی کنند. صرف نظر از جنسیت یا تعداد تغییراتی که در آنها اعمال می شود ، آنها ثابت می مانند.

مثلا:

Michelle a deux chiennes marron et un chien blanc، et Danielle a trois chiens marron et quatre chiennes noires. (میشل دو سگ قهوه ای و یک سگ سفید دارد و دانیل سه سگ قهوه ای و یک سگ سیاه.)

Tu veux terminer ce paquet de bonbons؟ J’aime toutes les autres couleurs – les rouges ، les verts ، les jaunes ، mais je déteste les bonbons orange. (آیا می خواهید این کیسه آبنبات را تمام کنید؟ من همه رنگ های دیگر را دوست دارم – قرمز ، سبز ، زرد ، اما از آب نبات های نارنجی متنفرم.)

اگرچه رنگهای فرانسوی از یک قانون دستور زبان آسان پیروی می کنند:

اکنون که این مسئله دیگر از بین رفته است ، بیایید لیستی از رایج ترین رنگ ها را در فرانسه ببینیم.

رایج ترین رنگ ها در فرانسه
نمی دانید چگونه به زبان فرانسوی قرمز ، زرد یا آبی بگویید؟

در اینجا رایج ترین رنگ های فرانسوی و ترجمه آنها (همراه با صدا) آورده شده است.

قرمز – سرخ
زرد – ژوئن
آبی – bleu / bleue
سبز – vert / verte
نارنجی – نارنجی
سفید – blanc / blanche
سیاه – نوآر / نوآر
خاکستری – گریس / گریس
قهوه ای – مارون (به طور استثنایی ، مارون یکسان باقی می ماند خواه یک اسم مذکر باشد یا مونث)
رز صورتی
بنفش – بنفش / بنفش
چگونه در مورد رنگها به زبان فرانسه صحبت کنیم
نشانگرهای رنگارنگ
از کاربردی ، فنی ، شعری ، روش های زیادی برای توصیف دقیق یا غنایی یک رنگ وجود دارد.

اما یک صید وجود دارد اگر از یک قید با رنگ فرانسوی استفاده می کنید ، دیگر لازم نیست رنگ با اسم (های) ادامه دهنده آن موافق باشد. در نتیجه ، وقتی این رنگ ها با یک رنگ جفت شوند ، همیشه به صورت های منفرد و مذکر در می آیند.

به عنوان مثال: Pour son enterrement de vie de jeune fille، Patricia porte une perruque vertir clair. (برای مهمانی مجلسی خود ، پاتریشیا کلاه گیس سبز روشن پوشیده است.)

از آنجا که perruque یک اسم زنانه است ، صفت (های) مرتبط با آن به طور معمول باید آن را منعکس کند. اما از آنجا که رنگ (گل رز) توسط یک قید (clair) اصلاح می شود ، بنابراین چنین نیست.

مثالی دیگر: Au zoo de Vincennes، Charles a passé longtemps à admirer les plumes bleu foncé de l’ara hyacinthe. (در باغ وحش وینسنس ، چارلز مدت طولانی را به تحسین پرهای آبی تیره ماکائو سنبل پرداخت.)

بنابراین ، با توجه به آن درس گرامر شگفت آور ، در اینجا چند کلمه مفید برای صحبت در مورد رنگها به زبان فرانسوی آورده شده است:

foncé – تاریک. مثال: Sa robe est vert foncé. (لباس او سبز تیره است)

کلیر – سبک. مثال: Les yeux de Paul sont bleu clair. (چشمان پل آبی روشن است.)

فلور – فلورسنت. مثال: Au début des années 90، les couleurs fluos étaient très à la mode. (در آغاز دهه 1990 ، رنگهای فلورسنت بسیار درخشان بودند.)

محو – محو ، شسته. مثال: Le papier-peint du salon était محو می شود. Sylvie avait très envie de l’arracher des murs. (کاغذ دیواری اتاق نشیمن کمرنگ شده بود. سیلوی تمایل به پاره کردن آن از دیوارها داشت.)

– retre – -ish. این پسوند با هر رنگی در زبان فرانسه قابل استفاده است. اگرچه پسوند “-ish” در انگلیسی می تواند خنثی یا غیررسمی باشد ، اما در فرانسه ، اغلب کمی ادبی به نظر می رسد

y یا شاعرانه شما اغلب می بینید که رنگ ها در کتاب یا شعر به این روش توصیف شده اند. مثال: Il faisait très froid. Les lèvres de Joachim étaient bleuâtres. Sandrine avait très peur. (خیلی سرد بود. لبهای یواخیم رنگ مایل به آبی داشت. ساندرین خیلی ترسیده بود.)

این موضوع نکات بسیار جالبی را در مورد -âtre نشان می دهد. یک نکته قابل توجه که باید به خاطر بسپارید این است که می توان آن را به عنوان تحقیرآمیز در شرایطی تفسیر کرد که منطقی تر باشد چیزی به سادگی با یک کلمه رنگی اصلاح نشده توصیف شود. به عنوان مثال ، اگر بگویید پیراهن کسی ژاکت است ، می توان به این معنی بود که این لباس شسته یا سایه زرد عجیب یا ناخوشایندی دارد. در غیر این صورت ، چرا فقط آن را ژائن توصیف نمی کنیم؟ البته ، همه اینها به زمینه بستگی دارد ، همانطور که از مثالی که در مورد لبهای یواخیم استفاده کردم می بینید.

vif – روشن (به معنای واقعی کلمه ، زنده). مثال: Elles se sont teint les cheveux en rose vif. (آنها موهایشان را به رنگ صورتی روشن رنگ کردند.)

une nuance – سایه. اگر اخیراً به کتابفروشی فرانسه (به صورت حضوری یا آنلاین) رفته باشید ، احتمالاً ترجمه فرانسوی مجموعه معروف بدنام پنجاه سایه خاکستری را دیده اید: Cinquante Nuances de Grey.

اگر می خواهید رنگ های فرانسوی و واژگان رنگی پیشرفته تری را به زبان فرانسه بدانید ، این سایت یک منبع عالی است.

یک استثنا colorful رنگارنگ: صحبت از مو

رنگ های فرانسوی که ذکر کرده ام اصلی ترین مواردی هستند که می توانید تقریباً برای هر چیزی استفاده کنید. اما وقتی صحبت از توصیف ویژگی های جسمی شخص می شود ، همیشه اینطور نیست.

وقتی از رنگ موهای شخصی صحبت می کنید ، کلماتی که استفاده می کنید در اینجا است:

لس چووکس

برنز
بور
roux
نوآر
گریس
توجه کنید که همه اینها در جمع مذکر وجود دارد ، زیرا آنها باید با cheveux موافق باشند.

برای رنگهای غیر معمول مو در فرانسه ، فقط از کلمه رنگ استاندارد استفاده کنید. اگر می خواهید مشخص کنید که مو به رنگ خاصی رنگ شده است ، می توانید بگویید colorés en. به عنوان مثال ، Meagan a les cheveux colorés en bleu.

اگر می خواهید در مورد افرادی با رنگ موی خاص صحبت کنید ، از کلمات رنگ مو استفاده می کنید ، دقیقاً مانند انگلیسی:.

برون / برون (سبزه)
بور / بلوند (بلوند)
roux / rousse (مو قرمز)
برای رنگ های دیگر ، فقط بگویید aux cheveux noirs / gris / بنفشه و غیره

توجه داشته باشید که در حالی که ما از کلمه brun (e) برای صحبت در مورد موهای قهوه ای استفاده می کنیم ، اما چشمان قهوه ای هنوز نام رنگ معمول Marron است.

عبارات فرانسوی با رنگ
مداد رنگی پشت سر هم روی زمینه سیاه
عبارات بسیار زیاد با رنگهای فرانسوی وجود دارد. در اینجا برخی از رایج ترین ها آورده شده است.

quelle couleur est…؟ – چه رنگی است؟ مثال: De quelle couleur est ton hamster؟

haut (e) en couleur – رنگارنگ. این را می توان به معنای واقعی و مجاز استفاده کرد. مثال: C’était une soirée haute en couleur.

changer de couleur – برای تغییر رنگ. مثال: Dans le Magicien d’Oz، Dorothée et ses amis voient un cheval qui change de couleur. (در جادوگر اوز ، دوروتی و دوستانش اسبی را می بینند که تغییر رنگ می دهد).

dans le rouge – مشکل / کمتر از حد حساب بانکی شما. مثال: Je dois acheter ces chaussures! Mais si je les achète، je serai dans le rouge. (من باید این کفش ها را بخرم! اما اگر آنها را بخرم ، حساب بانکی خود را اضافه می کنم.).

le tapis rouge – فرش قرمز.

être rouge comme une tomate – به قرمز بودن گوجه فرنگی (آفتاب زدگی یا سرخ شدن). این معادل قرمز چغندر بودن / قرمز بودن چغندر است.

rougir – سرخ شدن / قرمز شدن.

être sur la liste rouge – داشتن یک شماره تلفن لیست نشده.

le Petit Chaperon rouge – کلاه قرمزی سواری.

un poisson rouge – یک ماهی قرمز.

le rouge à lèvres – رژ لب

être rouge de colère – قرمز (برافروخته) از عصبانیت

être rouge de honte – قرمز (سرخ) از شرم

un gilet jaune – جلیقه ای انعکاسی و اکنون نیز شخصی است که به دلایل سیاسی این لباس را می پوشد (کمی بعد به این عبارت باز خواهیم گشت).

un jaune d’œuf – زرده تخم مرغ.

un rire jaune / rire jaune – خنده کینه توز ، اجباری ، یا تلخ / خندیدن با کینه ، به زور ، یا تلخ. توجه داشته باشید که می تواند یک اسم یا فعل عبارتی باشد. این عبارت اغلب در ادبیات فرانسه استفاده می شود و من آن را دوست دارم. «Mais regarde notre ami Gilles، qui est habillé avec tellement d’excentricité ce matin! »فیکسان لا فاول ، ژیل ریون. (“به دوست ما ژیل اینجا نگاه کنید ، که امروز صبح خیلی عجیب لباس پوشید!” ژیل با خیره نگاه کردن به جمعیت ، خنده ای اجباری کرد.)

un bleu –کبودی. مثال: Pauvre Louise، elle est graveée et maintenant elle un un bleu. (بیچاره لوئیز – افتاد و حالا کبود شده است.)

bleu – گوشت بسیار نادر پخته شده مثال: نظر Vous le voulez ، استیک votre؟ خواستگاری باین؟ متخلف؟ – بلو ، یک خون آشام. (“استیک خود را چگونه می خواهید؟ آفرین؟ نادر؟” خون آشام پاسخ داد: “بسیار نادر است.)”

le bleu – پنیر آبی.

un bleu de travail – لباس راحتی یا لباس کارگری کارگر.

Avivir une peur bleue de quelque برگزیده / quelqu’un – برای ترس از مرگ یا چیزی / کسی. مثال: J’ai une peur bleue d’araignées. (من از مرگ عنکبوت می ترسم.)

vert (e) – هنوز رسیده نیست. مثال: Ne cueillez pas ces pommes، elles sont toujours vertes. (این سیب ها را از درخت قطع نکنید ، آنها نیستند

هنوز رسیده است.)

un citron vert – آهک. بله ، این به معنای واقعی کلمه به معنی “یک لیمو سبز” است. چرا که نه؟

donner le feu vert à quelqu’un / quelque برگزیده است – به کسی / چیزی اجازه می دهد / برای تأیید چیزی. مثال: Le gouvernement a donné feu vert à une loi pour limiter les déchets پلاستیک. (دولت قانونی را تصویب کرد که ضایعات پلاستیکی را محدود می کند.)

un espace vert – فضای سبز (پارک ، باغ و غیره). مثال: Dans les villes، les espaces verts sont particulièrement importants. (فضای سبز به ویژه در شهرها مهم است.)

être vert de jalousie – سبز بودن از حسادت.

être vert de rage – خشمگین بودن. به معنای واقعی کلمه ، از خشم سبز بودن. همانطور که این و مثال قبلی نشان می دهد ، رنگ سبز اغلب برای بیان واکنشهای احساسی بسیار شدید استفاده می شود.

un numéro vert – یک شماره رایگان است.

avoir la main verte – داشتن انگشت شست سبز (در رشد همه چیز خوب باشد).

une orange – یک پرتقال (میوه).

le (vin) rouge – شراب قرمز.

le (vin) blanc – شراب سفید. مثال: Arthur s’est assis au comptoir et a commandé un blanc. (آرتور در بار نشست و یك لیوان شراب سفید سفارش داد.)

le rosé – شراب رز.

un examen blanc – آزمون آزمایشی / تمرینی.

نوآر و بلانک – سیاه و سفید. توجه داشته باشید که هنگام استفاده از این عبارت ، شما باید به این فکر کنید که آیا می توانید به راحتی از آن برای توصیف رنگ ها یا فرآیندی استفاده کنید. به عنوان مثال ، une photograpie noir et blanc یک عکس سیاه و سفید است ، اما un film en noir et blanc شامل en است زیرا در سیاه و سفید فیلمبرداری شده است.

Noir sur blanc – در آنجا سیاه و سفید نوشته شده است. (واضح است ، غیر قابل انکار است.)

une nuit blanche – شب بی خوابی. این می تواند به این معنی باشد که شما دیگر نمی توانستید به خواب بروید ، یا بیدار بودید که مشغول مطالعه / نگرانی / مهمانی و غیره بودید. هر ماه اکتبر در پاریس ، Nuit Blanche ، یک جشنواره شبانه از هنر و موسیقی است که در سراسر شهر برگزار می شود.

une arme blanche – تیغه ای (چاقو و غیره).

avoir carte blanche – داشتن کارت کارت ، اجازه انجام هر کاری که می خواهید.

بلانش-نایژ – سفید برفی.

Un film noir – یک فیلم کارآگاه یا جرم و جنایی است.

لو نوآر – تاریکی

la peur du noir – ترس از تاریکی. مثال: Beaucoup d’enfants ont peur du noir. (بسیاری از کودکان از تاریکی می ترسند.)

Avir un œil au beurre noir – داشتن سیاهی چشم.

برویر دو نوآر – احساس ضعف و افسردگی.

être noir de monde – شلوغ ، بسته بندی شده. به معنای واقعی کلمه ، برای وجود افراد زیادی در جایی که جمعیت فقط یک توده سیاه باشد. مثال: À علت دو جنبش اجتماعی ، la gare était noire de monde. (به دلیل اعتصاب حمل و نقل ، ایستگاه قطار بسیار شلوغ بود.)

لو مارس نوآر – بازار سیاه.

Un noir d’encre – سیاه مرکب ، سیاه مانند شب.

un roman noir – یک رمان جنایی یا پلیسی.

travail au noir (به طور معمول ، travail au black) – برای کار کردن در کتاب / زیر میز (پرداخت بدون اینکه رئیس / کارفرما شما را اعلام کند). مثال: Les babysitters travaillent souvent au noir. (پرستار بچه ها اغلب زیر میز پرداخت می شوند.)

être gris / grise – سر و صدا بودن (کمی مست).

La nuit، tous les chats sont gris – وقتی چراغ را خاموش می کنید همه ما یکسان هستیم. به معنای واقعی کلمه ، “در شب ، هر گربه خاکستری است.”

un mariage gris – یک ازدواج راحت ، معمولاً برای اهداف مهاجرت.

un marron – شاه بلوط.

une rose – گل رز (گل).

à l’eau de rose – بیش از حد احساساتی. به معنای واقعی کلمه ، “معطر با گلاب.” این اغلب برای توصیف کتاب ها یا مجموعه های تلویزیونی استفاده می شود ، همیشه به روشی تحقیرآمیز (حتی اگر بسیاری از افراد مخفیانه آنها را دوست داشته باشند). مثال: Monique aime lire des romans a l’eau de rose. (مونیک دوست دارد رمان های بیش از حد احساسی بخواند.)

le téléphone rose – یک خط تلفن ویژه جنسی.

voir la vie en rose – دیدن زندگی به روشی مثبت ، یا دیدن زندگی از طریق عینکهای رنگ شده گل رز.

و اکنون ، کلمه رنگی مورد علاقه فرانسوی من …

la grisaille – خاکستری این کلمه برای توصیف هوای ابری ، ابری ، تاریک و محیط عمومی ایجاد شده استفاده می شود. شنیدن آن در ارتباط با آب و هوای پاریس ، جایی که حداقل حداقل چند ساعت ابری در روز وجود دارد ، بسیار معمول است. پشت بام های تخته سنگ نمادین شهر ، که در بسیاری از محله ها بسیار رایج است ، به رنگ خاکستری می افزایند. La grisaille همیشه در یک زمینه مثبت استفاده نمی شود – در واقع ، تمایل دارد منفی باشد ، یا در بهترین حالت خنثی باشد. اما شخصاً ، dans la grisaille parisienne، je vois la vie en rose! (در خاکستری پاریس ، زندگی را خوشبختانه می بینم!).

اهمیت رنگها در فرانسه
اهتزاز پرچم فرانسه در باد
پرچم فرانسه شامل نوارهای سه رنگ آبی ، سفید و قرمز است.
تا کنون ، ما در مورد معنای واقعی و مجازی رنگ ها در فرانسه صحبت کرده ایم. اما همه فرهنگها معنای دیگری نیز به رنگها می بخشند.

فرانسوی ها به طور کلی همان تعریفهای معنایی را از رنگهای موجود در سایر کشورهای جهان غربی دارند. به عنوان مثال ، سفید رنگی است که نماد پاکی است ، به همین دلیل است که بیشتر عروس های فرانسوی آن را می پوشند. قرمز رنگ شور یا خطر است ، به همین دلیل علائم هشدار دهنده ، علائم توقف ، اما همچنین لباس های سکسی و رژ لب نیز این رنگ هستند. سبز رنگی است که با طبیعت و رفاه و غیره مرتبط است. اگر دوست دارید

برای بررسی یا آشنایی با معانی اساسی رنگها در فرهنگ غربی ، مقاله ای است که می تواند به شما کمک کند.

اما فراتر از آن ، هویت ملی و زندگی روزمره نیز نقش دارد. بنابراین ، وقتی چیزی از فرانسه را می خوانید / تماشا می کنید یا به آن گوش می دهید ، یا اگر به فرانسه سفر می کنید یا در آنجا زندگی می کنید ، متوجه خواهید شد که علاوه بر معنای واقعی آنها و معنای مربوط به فرهنگ غربی ، برخی از رنگ ها نیز اهمیت خاصی دارند .

قابل توجه ترین آنها در واقع ترکیبی از سه رنگ است: bleu ، blanc ، rouge (آبی ، سفید ، قرمز). اینها رنگ های پرچم فرانسه هستند (که همیشه به این ترتیب گفته می شوند ، زیرا به این ترتیب در پرچم ظاهر می شوند). گاهی اوقات ، به ویژه در یک زمینه تاریخی ، این سه گانه la tricolore (پرچم سه رنگ) نامیده می شود.

هنگامی که پرچم کنونی فرانسه پس از انقلاب 1789 ظهور کرد ، آبی و قرمز به رنگ پاریس و سفید به رنگ خانه سلطنتی بوربن بود. اساساً ، این پرچم اتحاد بین پادشاه و بقیه مردم را تشویق می کرد. متأسفانه ، این پایان خوبی نداشت …

امروز la tricolore نماد غرور و وحدت ملی است. این هیچوقت وطن پرستی متعصبانه را به همان شکلی که پرچم آمریکا ممکن است برمی انگیزد. در عوض ، فرانسوی ها این پرچم را یادآوری می کنند که تصور می شود همه شهروندان فرانسه برابر هستند. این یک ایده آل است. بعضی اوقات ، عبارت bleu ، blanc ، beur را می شنوید – آبی ، سفید ، عربی (beur verlan است (عامیانه رو به عقب) برای arabe). اگرچه تنها گروه اقلیت ذکر شده در اینجا مردم آفریقای شمالی هستند ، اما نتیجه این است که همه مردم فرانسه هستند ، صرف نظر از قومیت و رنگ پوست آنها.

به طور جداگانه ، bleu و rouge از اهمیت ویژه ای برای فرانسوی ها نیز برخوردار است.

Les Bleus تیم ملی فوتبال (فوتبال) است. برخلاف پرچم ، صحبت در مورد Les Bleus غالباً باعث نوعی غرور ملی پرشور می شود. هنگامی که مسابقه ای برگزار می شود ، یا حتی در لحظه ای دیگر که ممکن است مناسب به نظر برسد ، احتمالاً یکی از عبارات مورد علاقه فرانسوی ها را که از تراس کافه ها و سایر مکان های تجمع شعار داده می شوند ، می شنوید: Allez les Bleus! (برو بلوز!). مانند پرچم ، تیم حس آرمان خواهانه برابری را ایجاد می کند ، زیرا بازیکنان از نژادهای مختلف نژادی ، نژادی ، مذهبی و اجتماعی متفاوت هستند.

متأسفانه ، من می گویم “ایده آل” زیرا مانند اکثر مکانهای روی زمین ، برابری همیشه همیشه چنین نیست. طبق قوانین فرانسه ، همه شهروندان از حقوق برابر برخوردارند ، اما در فرهنگ فرانسه از بسیاری جهات تبعیض وجود دارد. به عنوان مثال اخیراً ، یهودستیزی در حال افزایش است. به این تعصب ظاهراً پایان ناپذیر در مورد مهاجران نسل دوم یا سوم از مناطقی مانند شمال و جنوب صحرای آفریقا ، به ویژه کسانی که در la banlieue (حومه فقیرنشین اطراف پاریس زندگی می کنند یا به آنجا می آیند) اضافه کنید ، تقریباً معادل ” شهر »در ایالات متحده). همچنین در مورد سایر گروه های مهاجر ، طبقات اجتماعی ، جنسیت ، گرایش های جنسی و غیره تعصب وجود دارد.

در واقع ، از بسیاری از رنگ ها می توان به روش های تحقیرآمیز برای توصیف رنگ پوست افراد استفاده کرد. به طور کلی ، مگر اینکه مجبور شوید کسی را در زمینه ای توصیف کنید که نژاد برای شناسایی مهم است – به عنوان مثال ، اگر فرد ناپدید شده را گزارش می کنید ، از انجام این کار خودداری کنید. اگر مجبورید رنگ پوست یک شخص را توصیف کنید ، هرگز به سادگی “un / une [+ color]” را نگویید. در فرانسه ، این نژادپرستانه است. درعوض ، بگویید C’est un homme / une femme blanc / blanche / noir / noire. هرگز کسی را به عنوان جون توصیف نکنید – این یک روش نژادپرستانه برای توصیف افراد با نژاد آسیایی است. به جای آن آسیایی بگو

این بدان معنا نیست که فرانسه کشوری کاملاً نفرت انگیز است. فقط این است که ، متأسفانه ، تعصب را می توان در هر کجا و به هر دلیلی یافت. حداقل فرانسوی ها تمایل دارند که آرمان را جامعه ای بدانند که در آن وجود نداشته باشد ، حتی اگر همیشه نتوانند به آن ایده آل برسند.

رنگ دیگری که به تنهایی مفهوم خاصی به فرانسوی ها دارد ، روژ است. از نظر فرانسوی ها ، چندین رنگ با سیاست یا مسائل سیاسی مرتبط هستند و قرمز رنگ بزرگی است. این حداقل از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم با چپ افراطی (سوسیالیست ها ، کمونیست ها و احزاب دیگر) همراه است.

Verts (حزب سبز) جنبش سیاسی دیگری است که با یک رنگ مرتبط است. همانطور که حدس زده اید ، آنها چپ گرا هستند که برای مسائل زیست محیطی می جنگند.

در حال حاضر ، یک رنگ دیگر دارای ارتباطات سیاسی قوی برای فرانسوی ها است – خوب ، به شکلی خاص. ممکن است شما در مورد “جلیقه های زرد” (اینجا در فرانسه Gilets Jaunes نامیده می شود) شنیده باشید. Gilets Jaunes “یونیفرم” خود را به کار برد ، نوعی از جلیقه های زرد که شما برای ماندن در شب در جاده استفاده می کنید ، زیرا یافتن آن تقریباً آسان است و تقریباً با هر بودجه ای قابل دسترسی است. آنها بخشی از حرکتی هستند که در برابر آنچه مالیات غیرمنطقی و افزایش قیمت در موارد مختلف ، از قبض های بنزین گرفته تا مواد غذایی ، نشان می دهند ، واکنش نشان می دهند. در درون جنبش ، برخی تغییرات وجود دارد – برخی از مردم می خواهند دولت به فقرا و طبقه کارگر کمک کند ، در حالی که دیگران فقط می خواهند آتش سوزی جهان را تماشا کنند. با در نظر داشتن این موضوع ، جلیقه های زرد می توانند برای افراد مختلف معنای مختلفی داشته باشند ، اما من فکر نمی کنم که رنگ زرد انعکاس یابد

جلیقه های فعال برای مدت طولانی به یک لباس کاملا خنثی باز می گردند!

در یک یادداشت جالب تر ، رنگ صورتی در فرانسه اغلب با جنسی یا احساسی مرتبط است. شاید از لیست عبارات به یاد داشته باشید که le téléphone rose یک خط جنسی است ، و un roman / une série à l’eau de rose به معنای یک رمان یا سریال تلویزیونی احساساتی است (شما می توانید از a l’eau de rose برای توصیف استفاده کنید اتفاقاً هر چیزی که بیش از حد احساساتی باشد).

مردم فرانسه چه رنگ هایی را دوست دارند؟
شبح های کوه آبی
آبی رنگ مورد علاقه مردم فرانسه است.
همه افراد متفاوت هستند و هیچ قانون سخت و سریعی در مورد اینکه چه رنگی باید بپوشید و چه نباید بپوشید در فرانسه وجود ندارد. هنوز هم ، وقتی صحبت از مواردی است که معمولاً از نظر مواردی مانند طراحی داخلی و مد روز مد می شوند ، فرانسوی ها تمایل دارند ظاهری خاموش تر ، به خصوص پاریسی ها را ترجیح دهند. به عنوان مثال ، یک آپارتمان معمولی پاریس ممکن است دارای کف پارکت (به ویژه اگر ساختمان قدیمی باشد) ، دیوارهای سفید با برخی از آثار هنری یا قفسه ها و شاید چند لهجه رنگارنگ باشد.

در مورد لباس ، در حالی که برخی از سبک های خاص ، مانند خیابان ، قومی یا گلم از این قاعده مستثنی هستند ، اکثر مردم فرانسوی برای ظرافت و پارچه های خوش ساخت ، بی انتها یا برش های مد روز در رنگ های خنثی تر (سیاه ، جین و غیره) تصمیم می گیرند . همانطور که گفته شد ، فرانسوی ها مردم را با یک سبک منحصر به فرد از سبک که کار می کند ، تحسین می کنند ، حتی اگر ممکن است آنها کپی برداری از سبک گفته شده را انتخاب نکنند.

طبق یک نظرسنجی اخیر ، بیشترین رنگ مورد علاقه مردم فرانسه آبی است. ممکن است فکر کنید این ربطی به bleu ، blanc ، rouge یا Les Bleus دارد ، اما در حقیقت ، رنگ آبی در تمام دنیا مورد علاقه است. بنابراین به نظر می رسد که وقتی صحبت از رنگ ها می شود ، فرانسوی ها معمولاً دیوانه نمی شوند … و آنها دائماً در حال گل سرخ شدن نیستند!

صحبت از اینها است ، بیایید با معروف ترین آهنگ مربوط به رنگ به زبان فرانسه ، La Vie en Rose با شکوه Edith Piaf ، که هر مقاله در مورد رنگ های فرانسه باید شامل شود ، پایان می دهیم!

تو چطور؟ Quelle est ta couleur préférée؟ Et vois-tu la vie en rose؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا